تبليغاتX
عشق

عشق

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 19:4 توسط زهرا |


سردی نگاه و بشکن ... فاصله سزای ما نیست ...اون تویی واسه همیشه ... این جدایی حق ما نیست ...بودن تو آرزومه ... حتی واسه یه لحظه میمیرم بی تو ... خوندن من یه بهانست .. یه سرود عاشقانست ... من برات ترانه میگم ... تا بدونی که باهاتم...تو خودت دلیل بودن ... بی تو شب سحر نمیشه ... میمیرم بی تو... من عشقت و به همه دنیا نمی دم ... حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم... با تو میمونم واسه همیشه ...خاطرات ترو چه خوب چه بد هک میکنم ... توی تنهایی هام فقط به تو فکر میکنم....میمیرم بی تو

از طرف یه دوست!


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 17:1 توسط زهرا |


+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 15:48 توسط زهرا |


 

دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه


گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم

=======================

براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو

=======================

عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز

=======================

به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا چيدي و رفتي

=======================

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

=======================

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

=======================

آفرينش روز و شب، زيبايي زمين و كهكشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاكي از وجود پروردگار يكتاست، پس از او اطاعت مي كنيم، چون او معين كرده كه مرگ آغاز جاودانه هاست.

=======================
مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

=====================

خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا..غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

======================

هزار دستگاه ريو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سكه طلا و ميلياردها ريال اسكناس دو هزارتوماني فداي يه تار موي گلي مثل تو

======================

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند


بيا با پاک ترين سلام عشق آشتي کنيم *بيا با بنفشه هاي لب جوب آشتي کنيم * بيا ازحسرت و غم ديگه باهم حرف نزنيم * بيا برخنده ي اين صبح بهار خنده کنيم

=======================

خوشبختي مثل يه پروانه است . وقتي دنبالش مي‌دوي پرواز مي‌كنه اما وقتي وايسي مياد رو سرت ميشينه

=======================

من همه ي قصه هام قصه ي توست اگه غمگينه اونم از غصه ي توست

=======================

سهم من از دوري تو چيزي جز دلتنگي به اندازه درياها ،نگاهي تاريك همچون شب هاي بدون مهتاب و لحظه هايي كه ثانيه به ثانيه ميگذرند نيست .پس اي دوست بشنو صداي دلتنگي مرا

=======================

تو باراني من باران پرستم تودريايي من امواج تو هستم اگرروزي بپرسي باز گويم: تو من هستي و من نقش تو هستم

=======================

طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا مي‌شه

=======================

اگرکسي واقعا کسي رو دوست داشته باشد بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش

=======================

وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن

=======================

عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد

=======================

اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را/ اينگونه به خاك ره ميفكن ما را/ ما در تو به چشم دوستي مي بينيم/ اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

رسم زمونه : تو چشم ميذاري من قايم ميشم .........اما تو يكي ديگه رو پيدا ميكني

======================

تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست

======================

عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کليدي باز شود

======================

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

======================
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی

=====================

غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

=====================

زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم !!!

=====================

گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نيست بگو راست بگو

=====================

گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

=====================

تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است

=====================

هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
 
............................................................................................................................
 
عشق را دوسیت دارم
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم
-----------------------------------------------
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند
-------------------------------------------
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند.
----------------------------------------------
شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق يعنی همين! شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همين!!
 
.........................................................................................................................
 
                    نامه ی یک مرد برای همسرش :
براي همه لحظات جادويي متشكرم !



متشكرم

براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.

براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.

براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.

براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.

براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.

براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.

براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.

براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.

براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.

براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.

براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"

براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.

براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.

براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.

براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.

براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.

براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي.



به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه :

لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم "

آغوش من هميشه براي تو باز است.

هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم.

هميشه پشتيبانت هستم.

من مثل كتابي گشوده برايت خواهم بود.

فقط كافي است چيزي از من بخواهي ,
بلافاصله از آن تو خواهد شد.

مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم.

من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من هستي.

در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي.

هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم.

همين الان در فكر تو هستم.

تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه لبخند بر لب داري.

من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ است.

هر وقت كه احتياج به درد دل داشتي روي من حساب كن.

من هنوز در چشمانت گم شده هستم.

تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري.

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 11:1 توسط زهرا |


دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه ...

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 10:57 توسط زهرا |



ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 10:52 توسط زهرا |



ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 10:50 توسط زهرا |


باز هم عکسهای عاشقانه

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 10:48 توسط زهرا |


بهت نمي گم كه دوست دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 10:40 توسط زهرا |


الهه اشک

وقتی چیکه چیکه اشکات روی گونت می ریزه….. وقتی می گردی اونی رو پیدا کنی که می خوای … بعد یه لحظه خودتم گم می کنی وقتی می خوای بخندی اما اشک امانتو بریده .… وقتی می خوای گریه کنی اما غرور بهت اجازه نمی ده .…اونوقته که تازه می فهمی بغضت داره داغونت می کنه….. اونوقته که می فهمی کسانی رو کم داری … اونوقته که می فهمی هر کسی رو رها کردن راحت نیست ….. آره خودتم اینو خوب میدونی که اگه صداقت رو قبول نکنی خدا بهت پشت می کنه…… وقتی نمی دونی برای آروم شدنت باید چیکار کنی ….. وقتی هنوز تو لحظه هات صدای نفس های ؟ جاری ….. اون زمان که اشک از چشمات حلقه حلقه پایین میاد ؛ اون زمان که دل اشک هم شکسته ؛ مثه دل تو !!! آروم که چشاتو ببندی ؟ می بینی همون گوشه ی متروکه ی ذهنت که رهام کردی به امید خدا و خودت راه افتادی تا به آسمون برسی …. خودت راه افتادی تا سفر رو به پایان برسونی…. بدوون ؟ ...بدون پاهای ؟.... اما بین سفر احساس کردی که یه چیزی کم داری … برگشتی که ؟ با خودت ببری !!! ؛ حالا … حالا … اون دیگه نیست … اون دیگه وجود نداره.. دیگه حرفی ندارم ….

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 10:36 توسط زهرا |


Image hosting by TinyPic 

این شعر هم تقدیم به اونایی که میخواستن و رسیدن :

دو تا یاریم تو این شهر از اون یارهای نوبر

 

دلامون مثل آییینه از دریا هم بزرگتر

 

من از اون خوش زبون تر اون از من مهربون تر

 

خدایا شکر شکرت دیگه از این چه بهتر

 

من واین نازنین با بودن عشق

 

دیگه از عاشقی سیری نداریم

 

برای یک سلام خالصانه

 

تو خونه دست و پاگیری نداریم

 

من و این مهربون یار عهد کردیم

 

بدون عشق به بالین نگذاریم سر

 

دوتا شاگرد خوب مکتب عشق

 

من واین نازنینیم

 

دوتا از پیروان مذهب عشق

 

من و این نازنینیم

 

دو تا از مبتلایان تب عشق

 

من واین نازنینیم

 

مگه میشه آخه از این قشنگ تر

 

خدایا شکر شکرت دیگه از این چه بهتر

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 17:17 توسط زهرا |



آخرین همسفرم خاک

 بنام خداوندی که آفرید قلبها را

 بنام قلبهایی که آفرید درد دلهارا

 بنام دردهایی که آفرید اشکها را

بنام اشکهایی که آفرید عشقها را

 سرما زده و سوز و پائيز فراري 

 در حسرت روزاي بهاري بقض کرده قناري

 اجاق خونه مي سوزه و سرده ببين سرما چه کرده

 اي واي از اون روزي که گردونه به کام ما نگرده

 يخ بسته گل گلدونا انگار 

 طوفان طبيعت رو ببين کرده چه کرده

 برگي ديگه نيست روي درختا

 سرماست فقط ميون حرفا

 هرچي که بوده توي طبيعت

 قايم کرده يکي ميون برفا

من گرفتار سنگيني سکوتي هستم که گويا قبل از هر فريادي لازم است
من تمام هستي ام را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم کشتم
من بهار عشق را ديدم ولي باور نکردم , يک کلام در جزوه هايم هيچ ننوشتم
من زمقصدهاپي مقصودهاي پوچ افتادم تا تمامي خوبها رفتند وخوبي ماند دريادم
من به عشق منتظر بودن همه ي صبر و قرارم رفت 
  بهارم رفت 
  عشقم مرد  
 يارم رفت

خداحافظ... 

اگر عشقی نباشد عاشقی نیست

بنی آدم نباشد زندگی نیست

مپرس از من چه آمد بر سر عشق

جواب من به جز شرمندگی نیست

پروانه صفت چشم بدو دوخته بودم

وانگه که خبردار شدم سوخته بودم

خاکستر جسم من فرو ریخت

این بود وفائی که آموخته بودم

غم خانه ی عشق تو به رضوان ندهم

من یک خار تو را به هر گلستان ندهم

تو معدن عشق و آرزوهای منی

من کفر تو را به ایمان ندهم

کنار آشنایی تو آشیانه می کنم

فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم

کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای

من برای زندگی تو را بهانه می کنم

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 17:10 توسط زهرا |


 

روزاي خيلي طلايي يادته                      روزه ترس از جدايي يادته

 روزه تمرين اشاره يادته                        شب چيدن ستاره يادته

شعراي کتاب درسي يادته                     يادته گفتي ميترسي ، يادته

عکسمون تو قاب عکسو يادته                بله بدون مکسو يادته

دستمون تو دسته هم بود يادته              غصه هام کم کم بود يادته

چشم نازت ماله من بود يادته                ديدن من قده قن بود يادته

روزگار قهر  و آشتي يادته                      هيچ کس و جز من نداشتي يادته

رويا هاي آسموني يادته                        قول دادي پيشم بموني يادته

روزگار بي غم و غصه يادته                     ببينم اول قصه يادته

عصر ابراز علاقه يادته                            خبر خوش کلاغه يادته

دست گرمت تو زمستون يادته                شونه ي من زير بارون يادته

واسه ي خنده اجازه يادته                     اونا که ميگفتي رازه يادته

گل سرخا رو نچيديم يادته                    يه روزي هم و نديديم يادته

پنهوني سر قرارا يادته                         تاخيرات توي بهارا يادته

پيشه هم بوديم نزاشتن يادته              اونا مارو دست نداشتن يادته

چيزي از خدامون خواستيم يادته          مستجاب نشد دعامون يادته

 گفتي ما  بايد جداشيم يادته              گفتي بايد بي وفاشيم يادته

يه دفه ازم بريدي يادته                       خط رو اسمه من کشيدي يادته

بگو که گل نفرستد کسي به خانه ي من

که عطر ياد تو پر کرده آشيانه ي من

تو چلچراغ سعادت فروز بخت مني

بجاي ماه تو پرتو فشان به خانه ي من

به شوق روي تو من زنده ام خدا داند

براي زيستن اينک تويي بهانه ي من

 

سبب منم که مي شکنم اما حرفي نمي زنم

اگه هيچ کس برام نموند واسه اينه که سبب منم

کاش بدوني ماتم دنيام بي تو فقط گريه مي خوام

کي مي دونه اين حسرتا چه کرده با روز و شبام ؟

تو زندگيم يه دنيايي يه کابوسم تو رويايي

يه پاييزم تو بهاري من يه مرداب تو دريايي

از اين گريه چه مي دوني ؟ نه دردمي و نه درموني

به چه اميد مي خواي باشي که پيش دردام بموني

تو زندگيم يه دنيايي يه کابوسم تو رويايي

يه پاييزم تو بهاري من يه مرداب تو دريايي

سبب منم که مي شکنم!!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 16:51 توسط زهرا |


+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 16:23 توسط زهرا |


سلامی دوباره

 

شبی مجنون به لیلا گفت :

 که ای محبوب بی همتا

 تو را عاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 16:13 توسط زهرا |



و تو رفتی

 

 

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست پس با تمام وجود 

فرياد ميزنم دوستت دارم


چشمان تو را عاشق چشمم ديدم

ناخواسته در دلم به تو خنديدم

آن روز چقدر نااميدت کردم 

 افسوس که عشق را نمي فهميدم

حالا که به اشتباه خود پي بردم

حالا که سرانجام خودم را ديدم

باور کن عزيزم که پشيمان هستم

يک بار فقط بگو تو را بخشيدم

عشق بي پايان اي عشق خيالي من اي رو ياي مهال من زندگي را بازي گرفتن نيست دنيا را به کام گرفتن نيست ديگران را دوست داشتن سخت نيست کسي را پيدا کردن سخت نيست
 دلش را بردن سخت نيست ولش کردن سخت نيست دلبري پيدا کردن سخت است وفا داري داشتن سخت است نگرش داشتن سخت است از دست دادنش سخت است

تقديم به عشقي نا پايدار

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 16:11 توسط زهرا |


هر وقت خواستي بدوني..

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشاش نگاه کن تا عشقو تو چشاش ببيني اگه نگات کرد عاشقه، اگه خجالت کشيد برات ميميره اگه سرشو انداخت پايين ويه لحظه رفت توي فکر بدون که بدون تو ميميره اگه سرشو انداخت و خنديد و حرفو عوض کرد بدون که دوستت نداره.   

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 16:4 توسط زهرا |


 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 15:56 توسط زهرا |


مادرم تو را به اندازه ی تمام

 

دنیا وبه اندازه ی وسعت دریا دوست دارم

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 13:36 توسط زهرا |


تو را میخوام

امروز با تو سخن خواهم گفت امه نوعی دیگر. زیرا امروز همه چیز نوع دیگراست حتی تو.اینگونه نگاهم نکن.راست می گویم تو نیزنوع دیگر شده ای نه چون همشیه.....

امروزحتی چشمهای زیبایت نیز نوع دیگری به من می نگرد.....پر غروراما زیبا.

چقدر در نگاهت حرف نهفته هست...مرا که می شناسی حاجتم به سخن نیست...

ازنگاه معنادارت می فهمم انچه را که در دل داری....پس اینگونه با من سخن نگو.

حتی لحن شیزین کلامت هم نیز نوع دیگریست....

کاش همان حرف زدنهای عادی مرا دوست داشتی.اما انگار نه.خوشت نیامد...

پس با خود گفتم با زبان شعر بگویم ....اما گویی فایده نداشت و ندارد...

دل تو سخت پسند است...تو بگو چگونه بگویم؟؟؟؟

می خواهی حرفهایم را برایت نقاشی کنم؟؟؟....نه...قلم که توان ترسیم ندارد...

می خواهی حرفهایم رابر روی سنگ حک کنم؟؟؟...سنگ که یارای مقاومت ندارد..

می خواهی حرفهایم را به باد بسپرم تا به دستت برسد؟؟؟....نه....اگر نا محرمی شنید چه؟؟؟.....

می خواهی حرفهایم را فریاد کنم تا گوش فلک کر شود؟؟؟.........

پس چگونه بگویم؟؟؟...به خدا دیگر طاقتم طاق گشته و توانم از دست رفته.....

دیگر نمی دانم چه بگویم جز اینکه تورا می خواهم ....

                                                             و

                                                                       دوستت دارم...

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 12:54 توسط زهرا |


همیشه به یاد تو زنده هستم عزیزم تنها

من هر روز به یاد تو زنده هستم عزیزم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 12:46 توسط زهرا |


عاشق شدی نترس

عشق و  عاشقی یعنی دیوانگی 

عشق یعنی از وطن بیگانگی                                        

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 12:40 توسط زهرا |


عشق واقعی

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 11:57 توسط زهرا |


 

تحمل کردن زیباست

اگر قرار باشد روزی به تو برسم

  انتظار اسان است  

 اگر قرار باشد دوباره تو را ببینم

زندگی شیرین است

اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم 

     مشکلات حل می شود  

اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم

لطفا فوتم نکن؛می خواهم در سینه ی تو تمام شوم 

اشک ها همه به لبخند تبدیل می شود

اگر قرار باشد تو را یک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک

فقط اگر ببینم خیال رفتن داری

زنگیم می سوزد اگر بفهمم روزی از من دل گیر شده ای 

* دوستت دارم*

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 11:53 توسط زهرا |


خدایا!

به من کمک کن،

به من کمک کن تا عشق او را برای همیشه حفظ کنم،

خدایا!

به من کمک کن تا عاشقانه ترین نگاه ها را در چشمانش

بریزم لطیف ترین کلمات را نثار قلب جوانش کنم.

خدایا به من کمک کن تا در معبد عشق او بهترین و

شیرین ترین دعاگر باشم.

خدایا به من کمک کن تا سرود عشق را به هنگام طلوع

 آفتاب هر بامداد بر لبانش جاری سازم ،آواز عشق را در

گوشش سر دهم ،

خدایا ! بگذار او نیز مرا همچون بتی در معبد عشق

بگذارد و پذیرا شود

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 11:46 توسط زهرا |


ای دوست

 

 

اشکی که بی صداست

پشتی که بی پناست

دستی که بسته است

پایی که خسته است

دل را که عاشق است

حرفی که صادق است

شعری که بی بهاست

شعری که آشنا ست

دارایی من است

ارزانی شما

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 11:42 توسط زهرا |


 

****سیری در جملات زیبا****

عشق رازي است مقدس. براي کساني که عاشقند، ‌عشق براي هميشه بي‌کلام مي‌ماند؛ اما براي کساني که عشق نمي‌ورزند، ‌عشق شوخي بي‌رحمانه‌اي بيش نيست

همين روزا ميان دست گيرت مي کنن دست بند به دست ميان مي برنت جزئيات جنايت هنوز مشخص نيست اما .....اثر انگشتت روي قلب شکستم موند

 

زندگي جدولي است كه جايزه پر كردن آن مرگ است،كاش مي توانستيم خانه هاي اين جدول را با كلامي چون مهر،صداقت ،عشق و صميميت پركنيم                                                       فرستاده شده توسط ندا

 

سلامی به وسعت دريا و گرمای آفتاب این بار خاموش و بی صدا ولی مرا شوق گفتن بود و اورا انتظار شنیدن فقط اندیشه ای درسر و آرزویی در دل فقط تکرار اين کلام ...انتظار

 كنار آشنايي توآشيانه مي كنم   فضاي آشيانه را پر از ترانهمي كنم كسي سوال مي كند به خاطرچه زنده اي؟و من برايزندگي تورابهانه مي كنم

 انكه مي گفت منم بهر تو غمخوار ترين چه دل آزار ترين شد چه دل آزار ترين

 پاييز هيچ حرف تازه اي براي گفتن ندارد ،وقتي از نردبان باد بالا مي رود برگها چه زودبه گريه مي افتند

٬٬٬٬٬٬٬بدرود ٬٬٬٬٬٬ 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 16:12 توسط زهرا |


 

عاشق و مجنونت شدم

 

نخونده مهمونت شدم

 

کلی پریشونت شدم

 

اما بازم نیومدی

 

قهوه فنجونت شدم

 

شمع توشمعدونت شدم

 

خاک تو گلدونت شدم

 

اما بازم نیومدی

 

همیشه ممنونت شدم

 

بره چوپونت شدم

 

خاک بیابونت شدم

 

اما بازم نیومدی

 

شعرهای ارزونت شدم

 

عمری غزل خونت شدم

تسلیم قانونت شدم 

اما بازم نیومدی

 

نزدیکتراز جونت شدم

 

رگ شدم خونت شدم

 

اما بازم نیومدی

 

خادم و دربونت شدم

 

اسیر زندونت شدم

 

گلاب کاشونت شدم

 

اما بازم نیومدی

 

یه جوری مدیونت شدم

 

سنگ خیابون شدم

 

راهی میدونت شدم

 

اما بازم نیومدی

 

 تو سختی آسونت شدم

 

تو دردا درمونت شدم

 

ناجیه پنهونت شدم

 

اما بازم نیومدی

 

کشته مژگونت شدم

 

هلاک چشمونت شدم

 

رفتم و قربونت شدم

 

اما بازم نیومدی

 

لباس و سامونت شدم

 

سارق ایمونت شدم

 

چشمای گریونت شدم

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 15:50 توسط زهرا |


وقتی از غربت ایام دلم میگیرد

مرغ امید من از شدت غم میمیرد

دل به رویای خوش خاطره ها میبندم

باز هم خاطره ها دست مرا میگیرد

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته

از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غزق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 15:40 توسط زهرا |


عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشانــــدم و پارو زنان سوي تو فرستادم وقتي به ساحل نگاهت رسيـــــــد تو چشمانت را بستي و قايقم غرق شد

 

 

زرد است که لبريز حقايق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

شاعر نشديم وگرنه مي فهميديم

پائيز بهاري ست که عاشق شده است

mh61star.blogfa.com

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 15:38 توسط زهرا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

دی 1386

آذر 1386



پیوندها


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS